90-تعجب
خب میخوام یه چیزی رو اینجا اعتراف کنم:
از اولی که وب زدم خیلی دوست داشتم که دوستای خوب پیدا کنم.که البته پیدا هم کردم.
دوست داشتم که تعداد نظرات وبلاگم زیاد باشه.
چون همیشه احساس میکردم و البته احساس میکنم که هرچی تعداد نظرات بیشتر باشه اون وبلاگ بهتر میشه،چون نظرات به بهتر شدنش کمک میکنن،،همینطور خب مدیر وبلاگایی که تعداد نظراتشون بیشتره قطعا بیشتر ترغیب به نوشتنمیشن تا کسی که زیاد نظر نداره.و اینکه خب بدم نمیاد خواننده های وبم زیاد باشن.همینجور نظرات وبم.
البته اینم بگم ها،خواننده های اینجا رو واقعا دوست دارم.وهیچوقت با هیچ چیز عوضشون نمیکنم اما خب واقعا تعداد نفرات ثابتی که اینجا رو میخونن خیلی کمه دیگه!
اصلا وب زدم که نظرات وبلاگم زیاد شه!
ولی متاسفانه انگار کم هستن افرادی که من و وبلاگم رو دوست دارن.
سعی کردم همیشه خودم باشم،سعی کردم هیچوقت چیزی رو ننویسم که واقعیت نداره.سعی کردم جذابیت ها رو ایجاد کنم توی نوشته هام اما با ذکر واقعیت ها.
البته نمیدونم که به این هدفم رسیدم یا نه.
دوست نداشتم با اینکه دوست دارم تعداد نظرات و خواننده های وبم زیاد باشه،با هر چیزی به اینجا جلبشون کنم.
مثلا برای همین پست شماره88-یک سالگی توقع داشتم که همه یه خاطره،یه چیز جدید بگن بهم،یه نظر ،حتی یه انتقاد اما اینجوری نشد.
و فقط ۵ نفر نظر دادن که مامان حسنی و سحر! جواب سوالم رو دادن و آبجی ترنم هم تبریک گفتن.
راستش ناراحت شدم.خیلی.
شاید عیب از من و نوشته هامه.شاید از شکل و ظاهر وبم.
بیشترین تعداد نظرات ۱۵تا بوده توی این یک سال.
هنوز که هنوزه نتونستم بگم که از نظرات خصوصی خوشم نمیاد،منظورم اون نظرات عادیه که در مورد پسته نه نظراتی که توش رمزه یا یه چیز واقعا خصوصی.
مهمترین دلیل هم که نظرات خصوصی رو دوست ندارم،،اینه که اون نظرات رو معمولا ادمایی میزارن که من دوسشون دارم و دوست ندارم نظرشونو حذف کنم،دوست دارم وقتی خودم دارم پست هام رو مرور میکنم ببینم نظراتشون رو.اما وقتی خصوصی نظر میدن باید حذفشون کنم دیگه.
برای همین باید بفهمم دلیل این کم بودن نظرات وبم رو.میتونین کمکم کنین برای فهمیدن دلیلش.
و اینکه هیچوقت دوست نداشتم دوستای وبلاگیم رو همینجوری انتخاب کنم.اونایی که لینکشون کردم رو خودم خوشم میومده از وبلاگاشون.از نوشته هاشون.و دنبال میکنم وبلاگاشونو با اینکه شاید اونا دیگه نیان اینجا.
و یه چیز دیگه که معمولا خودمم انجامش میدم اینه که وقتی یه مدت نیستم تا وب ها رو بخونم وقتی دوباره میام سعی میکنم"اکثر مواقع اینجوریه" همه اون پست هایی رو که نبودم و نخونم و نظر ندادم رو بخونم و ببینم و نظر بدم!
اما کمتر این حادثه
و یه چیز دیگه که الان به نظرم رسید اینه که خب واقعا درمورد بعضی پست ها نمیشه نظر داد.و منم اینو قبول دارم.
یه کاری رو هم همیشه دوست داشتم که اینجا انجام بدم که به دلیل اینکه خب با نظراتی که میدم معمولا نه کسی موافقه و نه مخالف،جز مامان حسنی و چند نفر دیگه،هیچوقت انجامش ندادم.و اونم این بوده که یه ساعت و یه روزی که موافقن اکثریت،، انتخاب کنیم و همه جمع شیم اینجا.و درمورد اون پست یا هر چیز دیگه به طور آنلاین نظر بدین و منم جواب بدم.چون خودم همیشه این حس و داشتم که وقتی تو با نویسنده ی وبی که دوسش داری اینجوری حرف میزنی خیلی لذت بخش تر از اینه که تو یه نظری میدی و منتظر میشی و چشمت به وبلاگ خشک میشه تا مدیر وبلاگ جواب نظرت رو بده!
خیلی وقت بود این حرف ها توی دلم بود.داشتم میترکیدم!
اگه به این نتیجه رسیدم که نبودن اینجا بهتر از بودنشه وبم رو حذف کنم.
اگه دوست داشتین میتونین نظرتونو بگین.البته اگه دوست داشتین.
به همین راحتی...!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۱ ساعت توسط :)
|