خطای انسانی، فقط خطای بیست و سه میلیون آدم اونم توی دو دوره انتخابات ریاست جمهوری!

 

 

 

* بشینین حساب کنین توی این شش سال و خورده ای چندهزار نفر فقط بخاطر این خطای انسانی، فوت کردن؟!

 

 

در ادامه دو پست قبلی، یه دفترچه دارم رنگش آبیه، جلدش چوبیه و روش نوشته «هر ناله و فریاد که کردم نشنیدی» توی اون یه وقتایی می نوشتم، مثلا بعدِ سه سال داشتنش کلا 10 بار توش نوشتم و مخاطبشون تقریبا خدا و اون پسری بوده که قرار بوده همسرم باشه، یه بار باید ان شاءالله سالها بعد، یه شبِ زمستونی وقتی با آقایِ عین نشستیم و منتظریم بچه ها و نوه هامون بیان تا سفره‌ی شام رو پهن کنیم، براش بخونم!

 

دل‌تنگی یه حسِ خرِ گُنگِ زبون نفهمیِ که دومی نداره!

 

 

بدونِ دلیل، بدونِ ربط!

 

نوشتن همیشه آرومم میکرده، همیشه‌ی خدا. اما راستش آدمِ نوشتنِ خاطراتِ روزانه و یا نوشتِ خاطراتم توی دفتر خاطرات نبودم چون کلا از روزانه نویسی خوشم نمیاد و اصولا آدمِ دقتِ نوشتنِ روزانه هام نبودم..
اما نوشتن وقایع و چیزای باحالِ زندگیم چرا بودم... بعد ولی بازم دوست نداشتم هیچ جایی روی کاغذ بیارمشون، راستش چون دوست نداشتم بعدها به هیچ طریقی دست هیچ کدوم از آدمای اطرافم بیوفته حتی مثلا بعدِ مرگم برسه دست دخترم، همسرم، یا پدر مادرم..
نوشتن اما از همون اول یه راهِ خیلی خوب برای آروم کردنِ منی بود که هیچوقت اهلِ تعریف کردن زندگیم و یا وقایع زندگیم برای کسی نبودم، خصوصا از یه جایی به بعد که دیگه حتی بهترین و عزیزترین دوستمم برای مدت طولانی از دست دادم و مجبور بودم سکوت کنم و همون یه ذره حرف رو هم نزنم...
اینجا حکمِ خمیرِ بازی، دستِ یه بچه ی شیطون و خلاق رو برام داره که با اون خمیر، کلی از خلاقیت ها و نقاط قوتش دستش اومده، کلی مجسمه ساخته و خراب کرده و گاهی توی این ساختن و خراب کردن ها خودش و توانایی هاش رو شناخته...
اینجا شریکِ روزای سخت، آروم، هیجان، شادی، بی‌حوصلگی، خنده، گریه و تنهایی من بوده و هست، حتی الان که دیگه ازدواج کردم هم اینجا رو بسیار دوست خواهم داشت...

 

 

*من اینجایِ دنجِ آرومِ خلوت رو عاشقم. . . 

خدایا به خون پاک سیدالشهدا قسمت میدم، فرج امام زمان رو برسون.. تحمل دنیا، تشخیص حق از باطل سخت شده. خدایا التماس میکنم، بخدا سخته 

 

بهش میگم میای اسکایپ؟
میگه:
معلومه که میام، من از شدت انتظار نشستم توو اسکایپ تا بیای.

 

 

 

*نمیرم براش؟!

 

یادم باشه بعدها قضیه خونمون رو بنویسم اینجا برای به یاد موندن

 

 

حاج قاسم سلیمانی شاید تنها یک مرد محبوب بود، اما سردار شهید حاج قاسم سلیمانی قطعا یک ملت داغدار و تشنه به انتقام است... 

#شهید_حاج_قاسم_سلیمانی

 

هر کس که ایرانیه و ایران رو دوست داره، این روزها پر از بغضها... مابقی باید به ایرانی بودنشون شک کنن!

 

خبر کوتاه بود و جانسوز:

حاج قاسم سلیمانی آسمانی شد...

 

 

 

 

 

انتقام میگیریم