98-سلام!
سلام علیکم و رحمة الله و برکات.
این سلامی که من کردم بر اثر اون کاروانهای عربی زبان توی مشهده دیگه!
خوبین؟چه خبر؟چیکار کردین؟خبر جدید نیس؟
الان که میبینین اول مهره،و من این جا نشستم و دارم پست مینویسم برای اینه که جیم زدم از دانشگاه.
ینی چون من دیگه ترم هفتم و خب یه بزرگتری گفتن،کوچیکتری گفتن،ما خودمون تعطیل کردیم هفته اول رو!
وای که چقد حرف دارم برای زدن.
اینحور وقتا که خیلی حرف دارم برای زدن،بابام توی خونه اعلام میکنن که همه قرص ویتامین بخورن تا بتونن من و حرف هام رو تحمل کنن.
شما هم دست نگه دارین لطفا.همه برین قرص های ویتامینتون رو بخورین تا بتونین انرژی داشته باشین برای من و حرف هام.![]()
خب دیگه.صبح سه شنبه راه افتادیم از بم و چهارشنبه رسیدیم مشهد.یعنی رسما جیگرم اومد توی حلقم.چقد راه طولانی بود.
یعنی از بم تا فردوس زود تموم میشه،،اما چشمتون روز بد نبینه از فردوس تا مشهد۵۰ساعت طول میکشه.طوری که قادره من و موتور غر زدنم رو روشن کنه.
بگذریم.
تا۲شنبه مشهد بودیم و بعدشم از راه طبس رفتیم یزد و یه روز موندیم و بعدشم رفسنجان و بعدشم کرمان و حالا هم بم.
یعنی انصافا هیچ جایی خونه خود آدم نمیشه.این قد دلم برای خونمون تنگ شده بود که نگو.اصلا برای همین دلتنگی بود که امروز دانشگاه رو پیچوندم.![]()
این دفه که داشتم میرفتم حرم،توی راه یه چیز جالب دیدم و البته یه درس هم گرفتم که الان جفتش رو برای شما میگم.
داشتم میرفتم حرم،دیدم یه کبوتر داره برعکس حرم میاد جلو.
خیلی هراسون بود.هی از این مغازه می پرید روی اون یکی مغازه.
حدود ۱۰۰ متر با حرم فاصله داشت ها.
خندیدم بهش گفتم کجا؟!حرم پشت سرته،داری اشتباه میری.اما انگار زبون نفهم بود این کبوتره.
خلاصه رفتم حرم و برگشتم.توی خونه داشتم به این قضیه فکر کردم،،دیدم انگار قضیه این کبوتر و حرم شده مثل بعضی از ما آدما.
خیلی از ما آدما به دلایلی بسیار زیادی که یکیشون همون "خر شیطونه" از اون جایی که باید باشیم و بهشم تعلق داریم دور میشیم.و به همین دلیلم خیلی هراسونیم و میترسیم.برای فرار از ترس حاضریم هر جایی بریم یا خدایی نکرده دست به هر کاری بزنیم که اون آرامش قبلی رو بدست بیاریم.
اما غافل از اینکه فقط داریم از مقصدمون دور میشیم.
غافل از اینکه اگه فقط یه نگاه،،فقط یه نگاه به پشت سرمون بندازیم پیدا میکنیم اون مقصد و مامن اصلی رو.
شاید حتی برای مدتی آرامش پیدا کنیم توی جایی که هستیم اما قطعا اون آرامش، مقطعی و گذراست.
خب دیگه الان برگردین پشت سرتون رو ببینین.
پشت سر من که یه کمد و یه دیواره.پشت سر شما رو نمیدون.![]()
و اینکه اینترم۱۸ واحد برداشتم.آنالیز عددی۱،تحقیق درعملیات۲،جبر۱،اخلاق،سری های زمانی.
*********************************************
گاهی وقتا بعضی از این ابر قدرت های خاک بر سر،این قد از یه چیز،و پیروان اون چیز میترسن که میشن دور از جون همه مث خر.و نمیفهمن که دارن چه غلطی میکنن.
این قدر از ما مسلمونا و ما شیعیان میترسن که حتی به خودِ خاک برسرشون اجازه میدن به یه انسان بزرگ که ۱۴۰۰سال قبل از دنیا رفته توهین کنن.و این یعنی نهایت ترس.نهایت پستی.نهایت رذالت.نهایت خاک برسری.
اما نمیدونن با این کارها،دارن خودشون رو از چشم خیلی ها که تا الان خواب بودن،،هم میندازن و با این کارا دارن کمک میکنن به بیداری مسلمونا.
انگار میخوان توی کشور های اسلامی غوغا به پا بشه.غافل از اینکه فقط دارن گور خودشون رو میکنن.
خبر مرگتون الهی که ذلیل مرگ بشین.الهی که بترکین از حسودی.از ناتوانی. همه بگین آمین