122-اولین گام!
سلام.
امروز با دوستم رفتیم رفتیم کارگاه دانشگاه تا اولین گام عملی برای ساخت اسباب بازیمون رو برداریم.
خب بد نبود اما خوب هم نبود.
یعنی راستش نمیدونم چرا یه دفه تمام انرژی و امیدم/یم رو از دست دادم/یم.
یه جوری شدم/یم
طرح اسباب بازیمون به نظرم عالیه،یعنی اگه عالی نباشه خوب هست دیگه!
ولی خب راستش ساختنش سخته.
فک کنین ۲تا آدم بلد نیستیم یه چوب رو درست و منظم با اره ببریم.
خیلی یه جوریم الان!
دوست ندارم این موقعیت رو از دست بدم.دوست دارم پیشرفت کنم.دوست دارم تمام تلاشمون رو برای این کار بکنیم اما سخت تر از اون چیزه که فکرش رو میکردم.
اصلا همه اینا به کنار،خدا کنه بتونیم خوب درش بیاریم.تمیز،زیبا و ...
ای کاش "امید" یه قرصی آمپولی چیزی بود که با استفاده اون قرص/آمپول تا یه مدت پر میشدی از امید،از انرژی...
+ نوشته شده در دوشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۱ ساعت توسط :)
|