سلام.
پارسال براتون از حال و احوال خودم و خانوادم گفتم.
امسال میخوام از عنایات خدا به خودم،خانوادم و مردم این شهر بگم...
شاید در دید اول زلزله،خونه خراب کن به نظر برسه،اونم با این وسعت و این خرابی و اون آمار کشته و زخمی و....
اینا همه درست.اما اگه عمیق تر نگاه کنیم میبینیم توی تمام لحظات سخت،ساعتای خوبی هم وجود داره...
اوایلش سخت بود،یعنی همه توی شُک بودیم.
اما وقتی یه مدت گذشت،همه راضی بودیم به رضای خدا...
عجیب بود اما حقیقت داشت...
توی هر حادثه و یا بلایای طبیعی افرادی هستن که طاقت نمیارن و افسرده میشن و حتی در بعضی مواقع دست به خود کشی میزنن...
توی اینجور حوادث معمولا انواع بیماری های خطرناک،شیوع پیدا میکنه،آمار خشونت بالا میره و....
اما خدا شاهده که ما به لطف خدا هیچکدوم از این اتفاقایی که براتون گفتم برامون نیوفتاد...
به لطف خدا هیچ بیماری شیوع پیدا نکرد.مردم اونقد ایمانشون به خدا زیاد بود که نه تنها کسی خودکشی نکرده بلکه افسرده هم نشده،نمیگم نیست،اما تعداد اونقد کمه که اصلا به چشم نمیاد...
یه همچین صبری برام غیر قابل باور بود.
ضربه سختی خوردیم،از قیافه هامون اون رنجی رو که تحمل کردیم معلومه اما توی همون چهره رنج کشیده یه آرامشی هست عجیب و قابل تامل...
این آرامش رو فقط مدیون خدا هستیم....

خیلی ها بهمون کمک کردن،باهامون همدردی کردن،یه جهان باهامون بودن،از همشون ممنونیم.
سعی کردیم برای تشکر از خدا و همون آدمایی که کمکمون کردن،سر پا بمونیم و بهتر از قبل بسازیم شهرمون رو .
شما هم دارین میبینین.
نمیگم امکانات هست،نمیگم همه چی داریم،اما اون چیزی رو که هممون دارین ایمان به خدا و راضی به رضای خدا بودنه،و امید برای ساختن شهر عزیزمون...
مردمی که شما توی تاسوعا و عاشورا از تلویزیون میبینین،همونایی هستن که ۹سال پیش عزیزاشون رو از دست دادن اما همچنان مثل نخل های شهرمون استوار و پا برجان....

ما بم رو خواهیم ساخت آباد تر و استوار تر از قبل...

 

آبی تر از آنیم که بی رنگ بمیریم/از شیشه نبودیم که با سنگ بمیریم

تقصیر کسی نیست که این گونه غریبیم/شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیریم....




پ ن:برای شادی روح درگذشتگان زلزله بم لطفا یه فاتحه بخونید...

خدایا هزار هزار بار شکرت...