یعنی دیگه دیدم نمیشه من بار اینهمه خوشحالی رو تک و تنها بر دوش بکشم.این شد که مجبور شدم بیام و شما رو هم در شادی خودم شریک کنم.

بچه ها اسباب بازیمون رو قبول کردن و یه جورایی دعوتمون کردن.
یعنی گفتن که اسباب بازیتون رو بسازید که دیگه قراره شما نفر اول شین!

ولی واقعا اسباب بازیمون رو توی دبیر خونه،یعنی فرم اسباب بازی رو توی دبیر خونه خوندن و قبولش کردن و گفتن میتونید بسازینش.
البته نه اینکه ما تا الان شروع به ساخت نکردیم!!!!

همچنان هم محتاج به دعا هستیم...