148-از توی سیاهچاله درش اوردم!
سلام.
گفته بودم که ترم اول دوم توی دانشگاهمون من و دوست عزیزم لیلا داشتیم یه ربات مسیر یاب میساختیم که البته ۵۰درصد راه رو هم رفته بودیم و خلاصه زدن به حالمون و ما کلی افسرده شدیم و با اون خاطره بد از اون به بعد ترجیح دادیم کارهای معمولی زندگی رو انجام بدیم،تا همین یه مدت قبل که یه اسباب بازی ساختیم و فرستادیم وبقیه ماجرا!!!
و اینم گفته بودم که ساخت ربات رو انداخته بودم توی یکی از سیاهچاله های ذهنم!
این همه قصه گفتم که بگم ما"من و لیلا" دیروز اولین گاممون رو برای ساخت یه ربات دیگه"البته با هزار تا ترس و لرز و بسم الله و..."شروع کردیم!
و قرار شد که برای مسابقات رباتیک خوارزمی که آبان ماه سال آینده توی دانشگاه امیر کبیر تهران برگزار میشه و در سطح کشوری هست،آماده شیم و البته بعدش هم برای ایران اُپن که بین المللی هستش آماده شیم!![]()
خب البته مشکلات زیاده،یکیش هزینه است که حدود۷میلیون تومن خرجش میشه.
دومیش اینه که ما نمیدونیم نمایشی بسازیم یا مین یاب!"با توجه به مزایا و مشکلاتی که توی هر دوشون هست،انتخاب رو برامون سخت کرده.البته فعلا داریم میریم دنبال بودجه و بسته به بودجه ای که خواهیم داشت میسازیمش،البته ترجیح میدیم توی لیگ مین یاب شرکت کنیم. اما هنوزم زیاد معلوم نیست"
اما خب بلاخره شروع کردیم و داریم چیز یاد میگیریم و هدف هم که داریم و خلاصه بسم الله رو گفتیم دیگه....
پ ن:دیگه کاسه گداییمون رو هم گرفتیم به دست و هی از این ور به اون ور.
یه وقت گرفتیم از رییس دانشگاه برای هفته اینده که امیدوارم بهمون اعتماد بشه و بودجه بدن.