20-سینما 5 بعدی...
چند سال پیش تهران توی پارک ملت با خالم اینا رفتیم سینما سه بعدی.
خیلی جالب بود.
نمیدونم شما تا حالا رفتین یا نه؟
یه ساختمون کروی شکل بود که باید میرفتیم توش و وایمیستادیم و نیگا میکردیم.خیلی خیلی با حال بود.جاتون خالی........
دیشب با بابام و خواهر برادرم و دختر عمم و من رفتیم سینما پنج بعدی!
خیلی هیجان داشت.
بزارین توصیف کنم چه جوری بود:
یه سالن با ۲۰ تا صندلی توش که صندلیا توی ۵ ردیف ۴ تایی چینده شده بودن.
فرق سینما سه بعدی و پنج بعدی اینه که توی سه بعدی قیلم رو میندازن روی اون قسمت کروی دیوار و نیاز به عینک ونداره،صندلی هم نداره
اما ۵ بعدی"شاید همه رفته باشن ها ولی من چون ذوق کردم
اینا رو میگم " صندلی داره و عوامل بیرونی هم توش هست یعنی دیشب که فیلم "گم شدن در جزیره"رو پخش کرد یه فیل از خرطومش اب ریخت و اون ابا روی ماهم ریخت!
یا مثلا یه جا که موشا حمله کردن انگار یه عالمه موش داره از زیر پاهات رد میشه و به پاهات میخوره...
باید عینک مخصوصم بزاری روی چشمات.
خلاصه اینکه وقتی فیلم شروع شد خواهرم و دختر عمم که کنار من نشسته بودن از ترس کلی جیغ زدن...
هرچی بهش میگم نجمه اینقد جیغ نزن میگه نمیتونم عنکبوتا دارن میان توی صورتم!
پدر جان ما که اون طرف من نشسته بودن میخندیدند به جیغ های نجمه و دختر عمم!
بنده هم فقط کلی کیف میکردم که عجب هیجانی...
خیلی جالب بود.
نمیدونم شما تا حالا رفتین یا نه؟
یه ساختمون کروی شکل بود که باید میرفتیم توش و وایمیستادیم و نیگا میکردیم.خیلی خیلی با حال بود.جاتون خالی........
دیشب با بابام و خواهر برادرم و دختر عمم و من رفتیم سینما پنج بعدی!
خیلی هیجان داشت.
بزارین توصیف کنم چه جوری بود:
یه سالن با ۲۰ تا صندلی توش که صندلیا توی ۵ ردیف ۴ تایی چینده شده بودن.
فرق سینما سه بعدی و پنج بعدی اینه که توی سه بعدی قیلم رو میندازن روی اون قسمت کروی دیوار و نیاز به عینک ونداره،صندلی هم نداره
اما ۵ بعدی"شاید همه رفته باشن ها ولی من چون ذوق کردم
یا مثلا یه جا که موشا حمله کردن انگار یه عالمه موش داره از زیر پاهات رد میشه و به پاهات میخوره...
باید عینک مخصوصم بزاری روی چشمات.
خلاصه اینکه وقتی فیلم شروع شد خواهرم و دختر عمم که کنار من نشسته بودن از ترس کلی جیغ زدن...
هرچی بهش میگم نجمه اینقد جیغ نزن میگه نمیتونم عنکبوتا دارن میان توی صورتم!
پدر جان ما که اون طرف من نشسته بودن میخندیدند به جیغ های نجمه و دختر عمم!
بنده هم فقط کلی کیف میکردم که عجب هیجانی...
پ ن:از بس کیفول شدم میخوام یه بار با دوستام برم یه بارم با بچه ها و دوستای دانشگاهمون.اگه بخواین با شمام میام![]()
+ نوشته شده در جمعه ۲۵ شهریور ۱۳۹۰ ساعت توسط :)
|