183-من هیچی نمیگم اصلا!
سلام.خوبین؟
عنوان رو عوض کردم برای اینکه!
برای اینکه داشتم اینجا براتون مینوشتم.هوا آفتابی.شرجی
بعد همینجوری داشتم مینبشتم! که یه هو دیدم اصلا صدایی میاد در حد نمیدونکم چی!مثل خوردن دونه های بارون روی سقف.
اومدم برم نگا کنم گفتم خل شدی ها.بارون اونم توی همچین هوای آفتابی و صافی؟
باز ادامه دادم به نوشتن.
دیدم نه!انگار یه خبراییه.در بالکن رو باز کردم دیدم




آقا بارون میاد در حد همون جَر جَر!
چه دونه های درشتی.چه تند!الان هم داره همچنان میباره.تازه هوا آفتابی هم هست.رعد و برق هم که قربونش برم روبه راهه.راستی رنگین کمون جاش کجاست؟پشت به آفتاب؟یا روبه روی آفتاب؟!
جهت تشکیلش رو نتمیدنم.ولی مطمعنم الان یه رنگین کمون گنده اون بیرونه.
من عاشق رعد و برقم.یعنی میمیرم براش.هر وقت داره رعد وبرق میزنه من میرم بیرون و لذت میبرم.اصلا روحم تازه میشه.خدایا بیشتر لطفا!
یه چیزایی هست که فراتر از رعد و برقه.ما بهش میگیم آسمون قُرُمبه.من عاشق اونام.یعنی می میرم براشون.من از اونا میخوام.خداوندا قدرتشو بیشتر کن لطفا!
یه لذتی داره رعد و برق.اصلا انگار الان آسمون سوراخ میشه بعد یه دونه از اون حوری قشنگا میوفته پایین!
واااااای من برم بیرون داره رعدوبرق میزنه.
اومدم به مامانم میگم مامان بیا ببین بیرون داره چه بارونی میاد،یه خورده نگام میکنه میگه نه نمیام.همین تو مثل بچه گربه ها داره از سرو صورتت آب چکه میکنه کافیه!به من میگه بچه گربه.
بنده الان خیس خیسم.داره ازم آب میچکه.
اصلا آخرالزمون شده
آقا من رفتم دیگه.
پ ن:احتمالا حدود یک هفته نیستم.میرم کرمان پیش بی بی جان عزیز.دلتون برام تنگ نشه"وای رعد داره میزنه"
+یه دونه پست نوشتم گذاشتم برای نمایش اینده.امید وارم بلاگفا مردونگی کنه!
:یه چیزی اون بیرون ترکید.به گمونم از این قوطی های اداره برق بود!
عنوان رو عوض کردم برای اینکه!
برای اینکه داشتم اینجا براتون مینوشتم.هوا آفتابی.شرجی
بعد همینجوری داشتم مینبشتم! که یه هو دیدم اصلا صدایی میاد در حد نمیدونکم چی!مثل خوردن دونه های بارون روی سقف.
اومدم برم نگا کنم گفتم خل شدی ها.بارون اونم توی همچین هوای آفتابی و صافی؟
باز ادامه دادم به نوشتن.
دیدم نه!انگار یه خبراییه.در بالکن رو باز کردم دیدم
آقا بارون میاد در حد همون جَر جَر!
چه دونه های درشتی.چه تند!الان هم داره همچنان میباره.تازه هوا آفتابی هم هست.رعد و برق هم که قربونش برم روبه راهه.راستی رنگین کمون جاش کجاست؟پشت به آفتاب؟یا روبه روی آفتاب؟!
جهت تشکیلش رو نتمیدنم.ولی مطمعنم الان یه رنگین کمون گنده اون بیرونه.
من عاشق رعد و برقم.یعنی میمیرم براش.هر وقت داره رعد وبرق میزنه من میرم بیرون و لذت میبرم.اصلا روحم تازه میشه.خدایا بیشتر لطفا!
یه چیزایی هست که فراتر از رعد و برقه.ما بهش میگیم آسمون قُرُمبه.من عاشق اونام.یعنی می میرم براشون.من از اونا میخوام.خداوندا قدرتشو بیشتر کن لطفا!
یه لذتی داره رعد و برق.اصلا انگار الان آسمون سوراخ میشه بعد یه دونه از اون حوری قشنگا میوفته پایین!
واااااای من برم بیرون داره رعدوبرق میزنه.
اومدم به مامانم میگم مامان بیا ببین بیرون داره چه بارونی میاد،یه خورده نگام میکنه میگه نه نمیام.همین تو مثل بچه گربه ها داره از سرو صورتت آب چکه میکنه کافیه!به من میگه بچه گربه.
بنده الان خیس خیسم.داره ازم آب میچکه.
اصلا آخرالزمون شده
آقا من رفتم دیگه.
پ ن:احتمالا حدود یک هفته نیستم.میرم کرمان پیش بی بی جان عزیز.دلتون برام تنگ نشه"وای رعد داره میزنه"
+یه دونه پست نوشتم گذاشتم برای نمایش اینده.امید وارم بلاگفا مردونگی کنه!
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۲ ساعت توسط :)
|