خب این مدت برام سخت بود!اما خوبه که گذشت.خیلی فکر کردم این مدت.به خیلی چیز ها.به اینکه من اینهمه مدت دویدم دنبال چیزی که الان مطمعنم که اصلا به صلاحم نبوده.یعنی حداقل با شرایط کنونی فقط یه چاه بوده برای من،نه راه!الحق که خدایی برازنده ی توست خدای خوبم:)
هنوز هم حسابی سر جای خودم رو نگرفتم.اما خیلی بهتر از قبل ام.و زندگی هنوز جریان داره.



امروز یه روز خوب بود.البته تقریبا.
من یه سری چیزای خیلی دوست داشتنی دارم با یه خاصیت اسرار آمیز.
خاصیت اسرار آمیز اونا اینه که توی هر موقعیتی که میرم نگاهشون میکنم میتونن لبخند رو بشونن روی لب ها!
برای شما هم میزارم عکس هاشون رو:

اینا عکس برگردون هام هستن:






و این ها هم کارت تبریکایی که همه رو با ژول توجیبی هام خریدم و کلی برام پر از خاطره ان:













اون کارت تبریکی رو که نصفه از توی جلدش در آوردم کار دست دختر خالمه:




*شرمنده اگه کیفیت عکس ها خوب نیست.

پ ن۱:وبلاگستان هم خیلی ساکت و خلوت شده انگار!

پ ن۲:اینم از طرف من برای شما:    :)