سلام.خوبین؟!

از حال بنده اگر جویا باشید باید بگم بسیار درب و داغان و خسته!
شوخی کردم.
این چند روز مهمون داشتیم.از بندرو.همونایی که اگه یادتون باشه بهمن ماه رفتیم میناب خونشون.
آقا اینا چقدر خونگرم و ماه هستن.کلی خوش گذشت.الان هم رفتن و من وقت کردم بیام آپ کنم.
کلی رفتیم گشتیم.ارگ جدید و قدیم و باغ دشت و بستنی شکوفه و...
اینا۳تا پسر دارن جلف!
بدبخت میتو رو کشتن!یعنی فک کنم میتون یه نفس راحت کشید الان که اینا رفتن!
یه بار داشتن اذیتش میکردن اینم یه نشونه گیری کرد و الحق زد وسط هدف!ژسر وسطیشون رو همچین محکم نوک زد!ای دلم خنک شد،آی دلم خنک شد!

خب امروز رو که هیچی.اما فردا هم عمو ناصر عزیزم همراه خانومشون از مشهد میان اینجا.عاشق مهمون و شلوغی ام!
اگه کم پیدا شدم برای اینه.

۵شنبه زنگ زدم به خانم دکتر.میگم وزنم اینقده.میگه خانم ح خوشحالمون کردی این دفه!باید ۷۰۰ گرم کم میکردی و عین۷۰۰ گرم رو هم کم کردی.
یه مدت بود روند کاهش وزنم خیلی خیلی کند شده بود!
اگه طاقت بیارم فقط۸ماه دیگه از این رژیم کوفتی مونده.نمیخوام ولش کنم.من باید برسم به وزن ایده آلم.


پ ن:تُف به مال دنیا!