225-حماقت!
از حماقت های اینجانب همین بس که بنده امروز صبح از شدت سرمای آب یخی که باهاش وضو گرفتم زیادی به بخاری عزیزم نزدیک شدم و دیدم هی وای!چرا من گرم نمیشم؟
بعد هی نزدیک تر شدم .بعد چند ثانیه میبینم چرا داره بوی سوختنی میاد؟ هی دور و برم رو نگا کردم چیزی نفهمیدم.
الان که رفتم خودم رو توی آینه نگاه کنم میبینم خاکی بوده که به سر صدام شده!
6-7تا دونه از مژه های وسطی چشم راستم سوخته!!!
به نظرتون مژه رشد میکنه؟یا اینا همینجوری کوتاه خواهند موند؟!
پ ن:کاش برای اینکه دیده بشیم هیچوقت دل یکی دیگه رو نشکنیم؛مراقب حرف هاتون/مون باشین/یم همیشه :(
چه راحت دلم شکسته شد. . .
+ نوشته شده در شنبه ۲۳ آذر ۱۳۹۲ ساعت توسط :)
|