والا درس خوندن منم دیگه شده مصیبت!

تو اتاقم دیگه تمرکز ندارم.محیطش شده برام خسته کننده و عادی!
هی از تو اتاقم جمع میکنم میرم تو هال!از تو هال جمع میکنم میرم تو پاگرد توی راه پله ها!میبینم هوا سرده همین الانه که از سرما بشم اسکیمو!
جمع میکنم میرم پیش محمد کاظم توی هال طبقه بالا!(این جونور نسبت به بالا حس مالیکت پیدا کرده نا فرم.باید برم تو کارش:دی) بعد دارم اماده میکنم شرایط رو برای درس خوندن.اونجا محیطش عالیه و تکراری نشده برام هنوز!
ولی خب باید صدای بلند درس خوندن این بچه رو(شما بخونید این نره غول18ساله) رو تحمل کنم!not listening - New!
داره زبان فارسی میخونه.فردا امتحان ترمش رو داره!هی میگه....هی میگه....منم که تمرکزم بالا.خدایی اصلا صداش رو نمیشنوم :)) بعد همینجور داره میگه: گا(من اینو شنیدم) در زبان فارسی.....
یه ان سرم رو آوردم بالا بش میگم محمدکاظم چی گفتی؟!
بدبخت گیج نگام میکنه میگه چی؟
میگم این جملت رو باز تکرار کن.میگه: گا در زبان فارسی ....
بش میگم خره چرا فحش میدی؟
میگه هان؟!
میگم همین "گا"
داره گیج منو نگاه میکنه میگه من کی اینو گفتم؟!
بعد میزنه زیر خنده میگه اون"گاه"هست تو شنیدی"گا"
حالا 2دقه بعد:
وقتی باز داره میگه گاه آنچنان روی"ه" تاکید میکنه که من میترسم نکنه بچه شرطی شده باشه!دقت کردما!هنوزم همینجوره!همش میگه: گاههههههههههههههههههههههههه.به همین تحکم ها!
خدا منو ببخشه.دیگه کی به این زن میده؟!فک کنم شده تیک عصبیش!الانم باز گفت!بعدشم زیر چشمی به من نگاه میکنه مبادا باز واسش ایراد نگیرم!
بعدشم وقتی دارم اسمس بازی میکنم با اسما میگه تو چرا درس نمیخونی؟ میخواد تلافی کنه!میدونم:دی

*یکی از لذت های دنیا اینه که دایی رضا وقت داشته باشه و باهاش اسمس بازی کنی!
بعد وقتی بش بگی باید برای گوشی جدیدت شیرینی بدی بهم ولی از اونجایی که شیرینی کالریش بالاس باید ببریم "زرافه" واسم عروسک بخری بگه بچه تبت بالاس!الهی همون زرافه بخورتت!
بعد تو بگی من چاقم تو گلوش گیر میکنم!بعد باز بگه دایی صدات نمیاد!بعد وقتی ببینه داره یه عروسک میوفته رو گردنش بهت بگه:بابو تو چقد حرف میزنی من میرم بخوابم! والا اینم دایی ما!
نمیبره "زرافه "واسم یه عروسک بخره تا دیدمش براش یه فاتحه بفرستم
وختی زنگ میزنه خونمون یه نیم ساعت که حرف زدیم میگه حکیمه بزرگتر از تو نیست تو خونتون؟ چرا هیشکی این گوشی تلفن رو نمی گیره از دستت؟اینجاس که من خر ذوق میشم از اینهمه محبت:دی

**اسی کرمونه!آیا من زنده خواهم ماند تا این بشر برسه بم و بریم صفا سیتی دلمون واشه؟! امیدی ندارم به دیدن این لحظه :((