:(
دلم یک جفت گوش شنوا میخواد.
که فقط بشنوه.بدون هیچ ملامتی،بدون هیچ شماتتی،بدون هیچ تشویقی.صرفا فقط بشنوه.زل بزنه تو چشمام.من حرف بزنم اون بشنوه.
یه جایی میخوندم،شایدم شنیدم؛که میگفت کاش مغازه هایی بودن که آغوش میفروختن.ادم وقتی دلش میگرفت میرفت یه دونه از اینا میخرید بعد توش گریه میکرد و بدون هیچ وابستگی و هیچ چیزی کنار میزاشتشون....
انگار از اول هم نبوده و فقط حال تو از قبلش بهتر میشد....
فردا شنبس و من از ته ته ته دلم نمیخوام که فردایی باشه.
کاش میشد برای یه مدت از همه فاصله بگیرم.از همه ادما.گوشیمو خاموش کنم،نت رو بزارم کنار.اجازه بدم دلتنگم بشن آدما...
گرچه من معمولا دلتنگ میشم....
دلم .... آخ دلم...
کلمات گاهی حقیر میشن.نمیتونن احساسات تو رو برسونن.شایدم گاهی این احساسات ما هستن که در کنج کلمات نمیگنجن....
پُرم از حرفهایی برای نگفتن....
+ نوشته شده در جمعه ۲۰ دی ۱۳۹۲ ساعت توسط :)