سلام

شب ها رو تصمیم گرفتیم با بچه ها بریم روی محوطه ی خوابگاه و والیبال بزنیم:دی

از صبح که بیدار میشم تا شب، به جز برای رفتن به سلف یا توالت:دی از جام پا نمیشم و همه اش نشستم پای لبطاب(میدونم لپ تاپ املای درستشه) و هی موزیک گوش میدم و ترجمه میکنم ! رسما زخم بستر گرفتم عاغا :دی

البته خب ترمای قبل هم، هم توپ بود و هم جای والیبال زدن اما توی ساختمون قبلی که بودیم محوطه ی جلوی خوابگاه خیلی خیلی زیاد مشرف بود به خوابگاه پسرا و بنده هیچوقت جزات نمیکردم که بدون حجاب بیام روی محوطه چه برسه به اینکه بخوام خیلی سرخوشانه وایبال هم بازی کنم و این صوبتا:دی

ولی این ساختمونه بسیار بسیار محوطه ی جلوش دنج و بدون هیچ دیدی از اون سمت هستش(مگه اینکه از روی دیوار بیان بالا سرک بکش) و شبا به راحتی و بدون هیچ ترسی میریم و بدون حجاب والیبال میزنیم:دی

همینم خودش کلی تفریحه برای منی که فقط پای درس و مشقم نشستم و جایی نمیرم و نمیام ُ هیچ آشنایی هم اون ور:دی ندارم

 

*الهی شکر