23
امروز رسما کلاسمون استارت خورد، خب البته که کلاس هامون از هفته اول مهر شروع شده اما هفته ی قبل آموزش نرم افزار بود و خود درس تدریس نشد...
بعد امروز درس اصلی تدریس شد، دیگه داشت حوصله ام سر میرفت از اینهمه بیکاری، حالا درسته که وقتی مشغله ام زیاده کلی غر میزنم و خسته میشم، اما به وضوح باید بگم وقتی مشغله دارم ، خیلی برنامه ی کاریم منظمه و حسِ رضایتم از خودم خیلی بیشتر میشه و اساسا آدم تکلیفش با خودش مشخصه، قدرِ ساعتای بیکاری رو میدونه و از تک تک ساعت ها و لحظاتش استفاده میکنه و این خیلی قشنگه
بعد امروز درس اصلی تدریس شد، دیگه داشت حوصله ام سر میرفت از اینهمه بیکاری، حالا درسته که وقتی مشغله ام زیاده کلی غر میزنم و خسته میشم، اما به وضوح باید بگم وقتی مشغله دارم ، خیلی برنامه ی کاریم منظمه و حسِ رضایتم از خودم خیلی بیشتر میشه و اساسا آدم تکلیفش با خودش مشخصه، قدرِ ساعتای بیکاری رو میدونه و از تک تک ساعت ها و لحظاتش استفاده میکنه و این خیلی قشنگه
چهارشنبه صبح هم با دکی کلاس پایان نامه دارم، ساعت 8 صبح ، خدایا مث همیشه کمکم کن و بهم درک و فهم، صبر و اراده و پشتکار درس خوندن رو عطا کن بهم...
یه سایت یه نذر خیلی جالب کرده بود و اونم یه نظر درسی بود! به این صورت که تا دیروز که عاشورا بوده، چندسری از فیلم های آموزشیش رو که فروشی بودن رو رایگان کرده و به نظرم این کار خوبیه و امیدوارم که نوعِ درستِ این نوع نذر ها توی جامعه رواج پیدا کنه
پاشم برم بخوابم که چشام از بیخوابی باز نمیشه، دیشب ساعت 12 خوابیدم و صبح از 4:10 بیدار شدم و تا الان هم نخوابیدم...
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۰ مهر ۱۳۹۶ ساعت توسط :)