باید از این حسُ حالِ مزخرف بیام بیرون... خودم نمیتونم انگار، یکی باید دستمُ بگیره بکشه بیرون...
حسِ منفیِ بدی دارم... حس اینکه نمیتونم، نمیشه، سخته، بلد نیستم یا...
خدایا خودت کمکم کن.. تو دستمُ بگیر، من مگه جز تو کیو دارم؟ برا کی ناز کنم که باهام حرف بزنه یا راهنمایی کنه بهم، ای کاش میشد با میمِ جانم حرف بزنم یا اون باهام حرف بزنه، تکونم بده و بگه بسه حکیمه...
اینقدر خودش سرش کار ریخته که دیگه این توقعات زیادی رو نباید ازش داشته باشم...
خدایا خودت بهم کمک کن لطفا