سلام علیکم.خوبین؟
چه خبرا؟چیکار میکنین؟من نبودم اینجا خبری نشد؟

بنده دیروز که اخرین روز کلاسیم بود به ابجی پروانه پیام دادم که میای بریم بم گردی؟بازار گردی؟تفریحات سالم و اینا؟
پروانه هم جواب داد که شرمنده سرما خورده و تب و لرز و خلاصه نمیاد.
منم کلی دپرس شدم .
ولی پیش خودم گفتم به جاش فردا صبح تا۱۲ظهر میخوابم.اینم یه تفریح سالم و کم خرجه دیگه
خلاصه امروز صبح دیدم یکی دست گذاشته روی زنگ و بر نمیداره.منم عصبانی از خواب بیدار شدم گفتم جرات داری واستا یه دست درست و حسابی میزنمت.
ایفون رو برداشتم میگم هوم؟!
دیدم داره میگه منم پروانه.دختر کجایی هرچی به گوشیت زنگ میزنم بر نمیداری؟
خلاصه درش رو باز کردم اومده تو حیاط کلی دعوام میکنه که نگفتی نگرانت میشم گوشیت و جواب نمیدی؟
میگم خب پروانه خواب بودم
میگه ساعت دهه.تو هنوز خوابی؟
خلاصه گفت که دارم میرم امپولمو بزنم گفتم بیام دنبالت از اونور بریم یه سری بازار دلت باز شه
خلاصه بنده خوشحال.بدو بدو لباسام و پوشیدم و ساعت۱۰:۱۵رفتیم بیرون.
رفتیم توی اون درمونگاهه پروانه امپول بزنه خانومه بهش میگه دوستت نمیاد تو؟پروانه میگه نه.این از امپول در حد بنز میترسه.زنه زد زیر خنده.رو به من میگه تو با این هیکل و سنت از امپول میترسی؟
منم میگم خانوم شما هم با این سن و هیکل از سوسک میترسین؟زنه نمیفهمید بخنده یا بزنه منو
خلاصه وقت پول دادن میگم پروانه۱۰۰۰تومن بیشتر نده.تو مشتری ثابت اینجایی.زنهاینجوری به من نیگا میکنه.
بعد میگم بد میگم؟خانومه میگه نه حق با شماست.بعد گفتم برین دعا در حق میکروبا و ویروسای بدن پروانه بکنین سرشون سلامت باشه"اخه دکتر۶تا امپول داده بهش که هر۶ساعت باید یه دونه بزنه"
پروانه میگه یا خدا دوباره این میخواد رابطه برقرار کنه.خلاصه زودی همون مقداری که خانومه گفت و دادو دست منو گرفت و الفرار.

خلاصه داشتیم راه میرفتیم.من گفتم پروانه میای بریم دنیای بازی فکری؟
قبول کرد و ما هم توی این راه مغازه دار ها رو مستفیض"درست شد!"کردیم و به هر کدوم یه سر زدیم ومن ۲تا مجسمه خوشچل خریدم.یه مرغ و یه گربه.
به زنه میگم خانوم شما از این چاقوها که میزارن توی کیف ندارین؟میگه اونا که جزع سلاح سرد حساب میشن میخوای چیکار؟میگم میخواب باهاش عروسی کنم.سوالی میپرسین ها میخوام بزارم توی کیفم برای موقع نیازخانومه میگه موقع نیاز کیه؟میگم خوب سوال نداره وقتی میخوای میوه پوس بکنی!
خلاصه گفت که نداره و منم گفتم خب همون اول میگفتین.
خلاصه اومدیم بیرون و دیدم وایی.یه مغازه جدید بازی فکری باز شده.رفتیم تو و دیدم فروشنده یه دخترست هم سنو سال خودم اما۷سال بزرگتر
خلاصه گفتم سلام بازی فکری برای بالای۲۰سال میخواستم دارین؟
گفت بله.چند تا نمونه اورد که اونا رو داشتم.رفت یه بازی جدید اورد.بعد گفت میای بازی کنیم؟گفتم معلومه که میام.مگه میشه از تفریحات سالم اونم از نوع مجانیش گذشت؟خلاصه اورد بازی کردیم و گفتم که من اینو نمیخوام ها!گفت فدای سرت ازت خوشم اومده میخوام بازی کنم باهات.خلاصه بعد از یک ساعت بازی تموم شد و من باختماما خانومه گفت که من اولین نفری هستم که تا یک ساعت دووم اوردم با بقیه که بازی میکرده۵دقیقه ای میباختن.خلاصه خداحافظی کردم و رفتیم بیرون.
یکم دیگه رفتیم رسیدیم به همون دنیای بازی فکری.بازیاش رو توی مغازه قبلی دیده بودم.
فقط روبیکای جدیدش رو دیدم که خیلی باحال بود.
این مغازه۲تا فروشنده زن داره و مسئولش مرده.داشتم با خانومه حرف میزدم بعد مرده اومد سلام علیک کرد"اخه از بس رفتم اونجا میشناسه منو"و گفت بیا بازی کنیم.خلاصه بازی که گفت رو انجام دادم و من برنده شدم.گفتم خوب حالا که من برنده شدم روی این بازیه که خریدم بهم تخفیف بدین.گفت ای بابا این خانوما هم که همش تخفیف میخوان.گفت به جای تخفیف بهم هدیه میده .هدیش یه بازی فکریه کوچیک بود.بهم گفت همون جا حلش کنم.گفتم اگه حل کنم چی؟گفت خب یکی دیگه بهت هدیه میدم.بعد گفت اگه نتونستی چی؟گفتم هیچیبه یکی از فروشنده هاش گفت که برامون۱۰دقیقه زمان بگیره اگه نتونستیم حل کنیم از شیرینی فروشی رو به رو نفری ۵۰۰گرم شیرینی بخریم براش.
 بعد خودش کار داشت رفت بیرون.خلاصه ما نتونستیم حل کنیمش و من به یکی از فروشنده هاش گفتم من و دوستم فرار رو بر قرار ترجیح میدیم و میریم بعدشم دیگه الفرار....

پ ن:اینم از امروز.هفته اینده۲شنبه میانترم تحقیق در عملیات دارم و نمیام اینجا.چون میانترمش ۱۰ نمرست!

پ ن۲:برام دعا کنید۹با بالا بشم

پ ن۳: میانمترمای آنالیز رو هم داد.با اجازتون بالا ترین نمره از۳۰بود۱۲.و بنده با عرض شرمندگی شدم۸استاد بهم گفت که میانترم اولی رو عالی دادم و نمره بالا شدم .دعوام کرد که چرا دومی رو اینقد بد دادم؟اخه از۱۵ شدم۱.گفتم اخه استاد سوالاتون سخت بود.فقط خندید....

پ ن۴:دلم برای"خودت میدونی" و "هدی" تنگ شده

بعدا نوشت:این متن یه عالمه اشتباه تایپی داشت،چرا هیشکی نگفت تصحیحشون کنم؟!

خداحافظ