78
بعد از مدتها دارم آشپزی میکنم برای بچه ها، اونم کشک و بادمجونِ عزیزم ...
بعد حتی از عصر هم نشستم پای پایان نامه و دارم ویرایش میکنم و می نویسم و خلاصه دارم یه دستی به سر و روش میکشم!
امروز با دکی قرار داشتم که میم هم اومد و نمیدونم به چه دلیلی، مث همیشه جلوی دکی دست به تحقیر من میزنه و بعد میخنده! خب البته به جهنم، فدای سرم بابا، من ان شاءالله تا شهریور دفاع میکنم و میرم پی کارم...
امروز به دکی گفتم که اگه قرار نیست به شهریور برسم پس برم خونه حداقل،( خدایی شما فک کن رشته ات ریاضیه و بیشتر از بچه هایی که کارای عملی و آزمایشگاهی دارن اینجا بوده باشی و کار کرده باشی!) خلاصه بهش گفتم که اگه واقعا به شهریور نمیرسم ول کنم برم و توی دلم گفتم حداقل برم سفر ! دکی گفت کجا میخوای بری؟ گفتم خونه و گفت نه به شهریور می رسی!
بعد حتی از عصر هم نشستم پای پایان نامه و دارم ویرایش میکنم و می نویسم و خلاصه دارم یه دستی به سر و روش میکشم!
امروز با دکی قرار داشتم که میم هم اومد و نمیدونم به چه دلیلی، مث همیشه جلوی دکی دست به تحقیر من میزنه و بعد میخنده! خب البته به جهنم، فدای سرم بابا، من ان شاءالله تا شهریور دفاع میکنم و میرم پی کارم...
امروز به دکی گفتم که اگه قرار نیست به شهریور برسم پس برم خونه حداقل،( خدایی شما فک کن رشته ات ریاضیه و بیشتر از بچه هایی که کارای عملی و آزمایشگاهی دارن اینجا بوده باشی و کار کرده باشی!) خلاصه بهش گفتم که اگه واقعا به شهریور نمیرسم ول کنم برم و توی دلم گفتم حداقل برم سفر ! دکی گفت کجا میخوای بری؟ گفتم خونه و گفت نه به شهریور می رسی!
*تمام
+ نوشته شده در سه شنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۷ ساعت توسط :)
|