61-تاخیر!
یعنی واقعا از خودم متعجبم.
چه جوری دهه ی فجر رو یادم رفت تبریک بگم؟!![]()
خب سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی ایران رو بهتون تبریک میگم با غرور.....
بعضی وقتا با خودم فکر میکنم اگه هنوز شاه اینجا بود ما چه چجوری بودیم؟
به این نتایج میرسم:
نمیدونستیم نفت چیه اصلا.چون غارتش کرده بودن تموم شده بود یه آبم روش خورده بودن و ما در قصه هامون از نفت به عنوان یه چیز افسانه ای صحبت میکردیم!
احتمالا مملکت هرکی به هرکی بود و ما اوضاعمون شبیه افغانستان بود!
احتمالا اگه بم زلزله میشد هیشکی خبر دار نمیشد.
اما اوضاع شاه"خاک بر سر"خوب بود چون یه مملکت پر از منابع رو حراج کرده بود.
میخواستن وام بگیرن بعد کاپیتولاسیون امضا میکردن.مردم چه ارزشی دارن وامو بچسب....
نفتامونو هدیه میدادن به این و اون برای کادوی تولد....
کوه نور و دریای نور رو بردن فدای سر مردم.اونا فقط همه چی داشته باشن....
چندش آوره واقعا.الهی عذابتون زیاد بشه.....
اما خب الان که انقلاب کردیم خیلی چیزها داریم.
نمیگم که الان همه چی داریم و همه چی رو به راهه و ملالی نیست جز دوری یار/(2347).gif)
اما خب چیزی که ما الان داریم می ارزه به همه ی چیزای خوب دنیا.ما توی مملکتمون آزادی داریم.یعنی هرچی دلمون بخواد میتونیم بگیم در مورد کشورای دیگه.و اونا از تحریم ما نتیجه ای نمیگیرن.
ما امام رو داشتیم که یه تار موی گندیدشون می ارزه به صد تا مملکت توسعه یافته.
الان رهبر رو داریم که با یک ساعت صحبت توی نماز جمعه یه کشور رو امید میدن و یه عالمه مزدورٍ خاک بر سر رو در حد تیم ملی نا امید میکنن.
مردم تهران رو خیلی دوست دارم.چون همه جوره پای حرف رهبرشون وایستادن با هر شکل و ظاهری ،با هر عقیده ی سیاسی و باهر نوع زندگی،مرفه و نیازمندو متوسطو.....درست مثل بقیه ی مردم ایران.
اینو یکی برام فرستاده مینویسم شمام بخونین:
رهبر ایران می تواند نقشه هایی را که بهترین ذهن ها با صرف بیشترین بودجه ها در زمانی بسیار طولانی کشیده و مجریانی ماهر اجرای آن را به عهده گرفته اند با یک سخنرانی یک ساعته خنثی کند.
(خانم رایس)
واینکه بازم میگم شاید به هدفایی که براشون انقلاب کردیم هنوز نرسیدیم اما چیزای زیادی بدست اوردیم.
یه مثال میزنم براتون:
فرض کنید یکی میاد به شما میگه من یه ویلا بهتون میدم،همه ی چیزای مادی و حتی معنویتون رو تضمین میکنم و هرچی که بخواین از شیر مرغ تا جون ادمی زاد رو میدم بهتون اما باید آب خوردن و برقتون رو در اختیار تام من قرار بدین.
خب بر فرض محال ما قبول میکنیم.
بعد چی میشه؟یکی دو هفته حال این چیزای مفت رو که الان داریم میخوریم،به بقیه پز میدیم و کلاس میزاریم برای دوستان و آشنایان.
بعد یه دفه نصف شب تشنمون میشه و آب میخوایم.میریم به اون یارو میگیم آب میخوام"آبمون رو دادیم دست اون"بعد اون میگه الان وقت آب خوردن نیست ولی ما اصرار میکنیم که هووووووووووووی مگه نمیفهمی؟تشنمه.آب میخوام.
آب که بهمون نمیده هیچی تازه فردا صبح اون نهاری رو که ازش میخوایم بهمون نمیده چون دیشب نصف شب تشنمون شده و ازش آب خواستیم.اینجاست که لذت تمام اون چیزایی رو که باهاشون کلاس میزاشتیم از توی دماغمون میریزه بیرون.
خب این دفعه رو زیر سبیلی رد میکنیم.اما بازم نصف شب تشنمون میشه و باز هم ماجرا تکرار میشه.تازه میفهمیم که چه کلاهی سرمون رفته....
تا حرف میزنیم آب نمیده بهمون،ویلامون رو میگیره ازمون و ما مجبوریم برای داشتن اون چیزا ساکت بشیم و عملا بشیم یه برده ی حرف گوش کن و مطیع.
اما یه روز خسته میشیم و میزنه به سرمون که این چه وضعیه؟این همه چیزایی که من دارم چه فایده داره وقتی من آزادی ندارم؟
خلاصه تصمیم میگیریم یه کاری کنیم و این یارو رو بندازیم توی سطل زباله.
بعد از کلی بدبختی به نتیجه میرسیم.بعد خب اون همه چیزمون رو ازمون میگیره.دیگه ویلایی در کار نسیت،دیگه نمیتونیم هرچی میخوایم داشته باشیم اما یه چیز بهتر و گران بهاتر داریم.آزادی...
روزای اول چون همه چیزمون دست اون بوده سخته برامون چون نه مهارتی داریم ،نه سواد چندانی و نه شغل و ......
شب اول وقتی قراره شام بخوریم یاد مثلا مرغ بریون شب قبل میوفتیم و چشمامون پر از اشک میشه اما یاد آزادیمون که میوفتیم دلمون آروم میشه و ترجیح میدیم همین یه تکه نون خشک که داریم رو با لذت بخوریم.
این اوایل کاره.
چند سال بعد ما هم سواد داریم،هم شغل و هم مهارت،
بدست آوردن این چیزا آسون نبوده و بهای زیادی داده شده براش،شبایی که از سرما یخ زدیم چون سر پناهی نداشتین برای خوابیدن،شام و نهاری نداشتیم برای خوردن و .....
اما الان تقریبا داریم اون چیزایی که بهشون افتخار کنیم.و مهمترینشون اینه که آزادی داریم....
این یه مثال خیلی کوچیک بود.حالا همین مثال ۳۳سال قبل واقعیتِ کشور ما بوده.چه واقعیت تلخی....
نمیدونم تونستم منظورم رو خوب بیان کنم یا نه.اما امیدوارم....
پ ن:یادتونه گفتم میخوام یه تصمیمی بگیرم برام دعا کینن؟دیروز اولین گام عملی از اون تصمیم رو برداشتم.سخت بود اما می ارزه.
پ ن۲:بازم تبریک میگم پیروزی انقلاب رو به همه...