اوضاعم حسابی به هم ریخته، وزنم 13 کیلو از روز عقدم بیشتر شده و بیشترشم به خاطر اون مریضی بود که گرفتارش شدم و تاکید دکتر به افزایش وزن...
امروز لباس عقد داشمم رو پوشیدم دیگه زیپش بسته نمیشد، اصن غم عالم ریخ توو دلم..
این دندونِ عقلِ بی عقل هم درست توو سن 28 سالگی هوس کرده در بیاد و کل فکم رو مختل کنه! مثلا توو بیست و چهار ساعت گذشته 20تا مُسَکِن قوی خوردم و فقط هر کدوم 3 ساعت دووم میاوردن اونم نه اندازه ای که درد کاملا خوب شه فقط اندازه ای که درد قابل تحمل شه..
بعد این وسط اون یکی دندونم که قبلا پرش کردم، خودش پوسیده و داره از بالا خود دندون خراب میشه..

هعی حالا شما دلتنگی رو هم ضمیمه کن...