امروز خیلی بی حوصله و عصبی بودم. تازگی ها متوجه شدم که گاهی اوقات حسِ دلتنگی توی من به  شکلِ خشم خودش رو نشون میده (البته که جنابِ عین میگه همیشه اینجوری نیست و خیلی کم پیش میاد که اینجوری باشه) اما خودم فکر میکنم دقیقا همینجوریه...
خب اینجور وقتا خیلی باید مراقب باشم که وقتی بعد از یه صبحِ طولانی با هم تماسِ تصویری داریم، دلتنگیِ غضبناکم رو روش خالی نکنم که حال و روز اونم خراب شه و این کار بسیار سخته...
این یک ماه گذشته که کنار هم بودی اندازه دو روز گذشت ولی همین سه روزی که رفته انگار سه ماهه که نیست...
دیروز خیلی دلتنگِ غضبناک بودم و هیچ حرفی نزدم بهش فقط گفتم میشه من بخوابم و تو تماس رو قطع نکنی؟
اونم طبق همیشه مرد و مردونه قبول کرد و پاش موند...
بعد سه روز اولین بار بود که با آرامش خوابیدم.. هر وقت چشام رو باز کردم تا جابه جا شم دیدمش که داره کاراش رو میکنه و هست...
ممنونم ازت که همسرِ دلتنگِ خشمناکت رو هم درست عینِ همسرِ مهربونِ خوش اخلاقت دوست داری : )