درست چهارشنبهی دوهفته قبل بود که جشن عروسیمون توی خونه و با تعداد مهمون های 24 نفر (زن و مرد با هم) برگزار شد. عجیبه نه؟!
ولی بامزه بود. بهم خوش گذشت. از اون مهمتر اینکه اینجوری حداقل خیالم از بابت اینکه احتمال ابتلا به بیماری خیلییییی کمتره، راحت بود. اما انصافا به من که خیلی خوش گذشت. حتی لازم نبود کفش پاشنه بلد بپوشم و تماااااام شب رو روی پا با اون کفش ها بایستم و هی خوشآمد بگم و استرس خراب نشدن موها و آرایشم رو داشته باشم. خومونیِ خودمونی بود :)
از شب قبل یه جفت کفش آماده کرده بودم بپوشم که باهاش توی خیابون و آتلیه و اینا برم و یه جفت دیگه هم آماده کرده بودم و شسته بودم که وقتی اومدیم خونه بتونم توی خونه و روی فرش بپوشم و از تمیز بودنش مطمئن باشم. حتی اونم نپوشیدم : ) وای اصن یک حالی داد بیا و ببین. نه پاهام درد گرفت و نه هی باید مراقب میبودم باهاشون زمین نخورم.دخترا میدونن چی میگم :دی
*الهی شکر :)
** خدایا مراسم همه رو به خیر و خوشی بگذرون. تو مراقبمون باش. ما حتی از پس مراقبت از خودمونم بر نمیایم به تنهایی