چقدر این روزا نیاز به نوشتن دارم. حالت ایده آلم اینه که لپ‌تاپم همیشه باز باشه روی اپن آشپزخونه و من هر زمان نیاز به نوشتن داشتم فقط اراده کنم!

اما موضوع پیچیده‌تر از این حرفاس و خیلی وقتا که نیاز به نوشتن دارم حتی یه جای امن و یه قلم و کاغذ هم ندارم برای سکوت و سکون...

فک کنم اصلا همینحوری شد که وبلاگ نویسی به حاشیه رفت و جاش رو به کانال و گروه توی تلگرام و ایتا و امثالهم داد...

این روزا عصبی شدم، وحشی شدم، همش یا دارم پاچه میگیرم یا پاره‌ پوره میکنم! چرا؟! نمیدونم.

دروغ گفتم، میدونم اما جرات ندارم باهاش روبرو شم‌..

بگذریم..

پ‌ن: القصه که ما را یارای نوشتن نتواند!